تبليغاتX
..:: نا گفته ها ::.. - ...::نمیدونم::...
 

آخه احمق

نفهم

کودن

خنگ

دیدی؟

دیدی آخر سر

با کارات

با بچه بازیات

با گیر دادنای بیخودی

با ترسیدنات

با نگرانیات

با صداقتت

چه بلایی سر اون

سر خودت

و رابطه تون آوردی؟

دیدی؟

خاک تو سرت که هر اتفاقی میفته تقصیر اون فکرای مزخرفته...

آخه یکی نیس بهم بگه برو پی بچه گیت دیگه

آخه اصلا تو حالیته عشق و دوست داشتن یعنی چی؟

ها؟

از دوست داشتن

از عشق و عاشقی

 از خودم

از.... متنفرم

نه تو نه

چون دوست دارم

چون با تمام وجودم عاشقتم

برو بچه............

باشه بذا ۲ سال بگذره

بذا یه کم بزرگ بشم

بذا آدم بشم

بذا منطق حالیم بشه

عشق و دوست داشتن و بهت اثبات میکنم

ببین دیگه

البته تا جایی که بفهمم هیچ آزاری بهت نمیدم

آره احسان میترسم از دست بدم

چیه؟!مسخره م میکنی؟

باشه هر غلطی دلت میخواد بکن

تو که میدونی دوست دارم و کاریم باهات ندارم

عزیزم به خاطر حرص دادنامو سر دردایی که من باعثش بودم

معذرت میخوام

و ازت ممنونم به خاطر همه جی

به خاطر اینکه به فکرم بودی

به خاطر اینکه مسخره بازیا و بچه بازیام و تحمل کردی

به خاطر اینکه با لجبازیم ساختی

اصلا به خاطر اینکه خودم تحمل کردی

امیدوارم بتونم تو یه فرصت مناسب جبرانش کنم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 2:34 توسط ... |