رابطه ی خیلی خوب و بدونه مشکلی با هم داشتیم...نمیدونم چم شد که پریشب یعنی پنجشنبه شب بهت sms دادم که: میخوام رابطه رو قطع کنیم...یعنی دیگه ادامه ش ندیم...فراموشم کن...بای برا همیشه...شب ساعت ۳ بود که این smso بهت دادم..نمیفهمم دلیلم چی بود...ما که با هم مشکلی نداشتیم...خوابیدم و صبح رفتیم باغ...یه کم فکریدم دیدم خیلی بده که خودم تصمیم گرفتم و بدونه دلیل دارم زندگیه هر دومون و نابود میکنم...بهت sms دادم که هروقت تونستی بهم زنگ بزن کارت دارم...تقریبا ساعت ۵ اینا بود که بهم زنگ زدی و گفتم که نمیخوام ادامه ش بدم...گفتی برا چی؟ گفتم چون رابطه ی خیلی مسخره ای داریم...یعنی چی من به تو تک بزنم تو به من...بعد تو زنگ بزنی بگی چه خبر من بگم سلامتی و برعکس...یعنی چی؟ که چی؟ فقط وقت تلف کنیه...گفتم این رابطه هیچ چیزه مثبتی برامون نداره... گفتی داره اونم اینه که هروقت دلمون برا هم تنگ شد میتونیم باهم بحرفیم و آروم بشیم...گفتم خب رابطه رو قطع کنیم آدم میتونه جلو دلتنگیش وایسه و تحمل کنه... خلاصه پامو تو یه کفش کرده بودم که باید رابطه رو برا همیشه قطع کنیم...ولی بعدش قرار شد تا موقعی که همدیگرو ببینیم رابطه رو قطع کنیم...نمیدونم چرا میخواستم قطع بشه.....خلاصه بعد ۲ ساعت حرف زدن رابطه رو قطعش کردیم...احسان یه مشکلی که اون وسط پیش اومد این بود که: تو فکر کردی من دیگه مثل قبل دوست ندارم و همه چی تموم شده...یعنی حقم داشتیااا چون خیلی بد باهات حرفیدم...منم جای تو بودم همچین فکری میکردم...ولی یه smsi بهت دادم که هیچ وقت همچین فکری نکن...من همون اندازه دوست دارم که داشتم........من به غیر از تو به هیچ کسی نمیتونم دل بدم...مطمئن باش...امیدوارم که قانع شده باشی و دیگه همچین فکری درموردم نکنی...امیدوارم...
منتظر روزی هستم که بهم sms بدی یا زنگ بزنی.....
نمیدونم چرا اینقد بی رحمانه و خشن باهات حرفیدم...اصلا انتظار نداشتم که اینجوری باهات بحرفم
نمیدونم چرا همچین کاری با خودمون کردم
شاید احساس کردم که برا هردومونم لازمه...چه میدونم
احسان احساس میکردم من به هیچ دردی نمیخورم...احساس میکردم حتی نمیتونم تو ساده ترین مشکلا هم بهت کمک کنم...بود و نبود من برات هیچ فرقی نمیکرد...
شاید به خاطر این بود که میخواستم هر ۲ مونم تنها باشیم
میخواستم همچین احساسی نداشته باشم که من به هیچ دردی نمیخورم
احسان امیدوارم بیای و وبلاگ و بخونی و بفهمی که دلیله این کارم چی بود
شاید مسخره بازیه
ولی من خودم با این کار احساس آرامش میکنم
میدونم تحمل دوریت برام خیلی سخته
میدونم اوضاع روحیم از اینی هم که هس بدتر میشه
میدونم بدونه تو یه لحظه برام یه ساله
میدونم دلم برات خیلی تنگ میشه
ولی به نظرم اینجوری بهتره
اینجوری هر دومونم آرامش داریم
اوضاع روحیه تو هم جالب نیست
و اینکه من میبینم هیچ کمکی نمیتونم بهت کنم بیشتر زجر میکشم
وقتی میدونم که همش تقصیر منه
همش به خاطر منه
احسان درک میکنی دارم چی میگم؟
امیدوارم به خاطر این حرفام و حرفای امروز صبح ام ناراحت نشده باشی
احسان خیلی خیلی دوست دارم
احسان به غیر از تو حاضر نیستم با هیچ پسری رابطه داشته باشم
هیچ وقت
مطمئن باش
عاشقتم
مواظب خودت باش
مواظب کاراتم باش
بیا هر از گاهی یه سر به وبلاگ بزن
اگه خواستی یه چیزی هم بنویس
منتظر تماس یا smset هستم
فلفل
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

